تبلیغات
سروده های سید(پارسی و تاتی) - معلم و دانش آموز
سروده های سید(پارسی و تاتی)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
  

                                      معلم و دانش آموز

          کلاس درس بود، و دانش آموز-  به استاد رئوف اش گفت یک روز

          سؤالی از حضورت دارم آقا-  کی ام من؟ در کجایم؟چیسـت دنیا؟

          چـرا در دار دنـیـا پا نـهـادم؟ - چرا آمـد بـه عـالـم نـسـل آدم؟

          اگر آقا، خدا عدلـش عیان است- اگر آقا، خدا روزی رسـان اسـت

          چرا یک عده رنجورند و بدبخت؟- ولی بعضی دگر در ناز و نعمت؟

          اگر آقا، خدا ظالم به ما نیست-غم و فقر ضعیفان را سبب کیست؟

          اگر او را ملک عالمیـن اسـت- چرا ظلم و فساد اندر زمیـن است؟

          معلم در سکوت اش شد شناور- جوابی پختـه او می خواست از بر

         سـؤالی کـرد از شـاگـرد سـائـل-که آیـد بر جـوابی نـیـک نـائـل

ادامه دارد....





نوع مطلب : اشعار فارسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 دی 1393 :: نویسنده : سید ابراهیم مرتضوی
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:41 ق.ظ
Please let me know if you're looking for a article author
for your weblog. You have some really good posts and I believe I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd really like to write some material for
your blog in exchange for a link back to mine. Please shoot me an email if interested.
Regards!
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:32 ق.ظ
Your method of describing everything in this piece of writing
is really pleasant, every one can easily know it, Thanks a lot.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:55 ب.ظ
I am really happy to read this weblog posts which consists of plenty of helpful information, thanks for providing such information.
سه شنبه 10 آذر 1394 11:48 ق.ظ
باخودم میگویم..او که حرفهای مرا نمیفهمد..پس چرا بنویسم..ولی مینویسم...دوست من همه ما تکه ای از یک پازل بزرگ هستیم..که اگر نباشیم به هم میخورد..خدای من وخدای تو ما را آفرید تا آئینه خودش باشیم..نفس داد ما همنفس باشیم..آفریده تا جان ببخشم امید دهم..زندگی یعنی همین..گاهی خیلی سخت میگیری..به جای ناامیدی..امید ببخش..قطعا بهتر میشوی..آقامعلم اگه سلیقشون میگیره به بچه ها بگن....
دوشنبه 9 آذر 1394 09:15 ب.ظ
آقامعلم فلسفی نبود...
سه شنبه 30 دی 1393 08:04 ب.ظ
عجب
سه شنبه 30 دی 1393 02:37 ب.ظ
گر به اراک بد هوا بنده رسم به نزد تو
نقد کنم حکایت شاعری تو مو به مو
طفل سخن سرایی ات افتد و خیزد ای پدر!
دست بگیرش و ببر لحظه به لحظه کو به کو
گر به بلوغ می رسد بوی نبوغ می رسد
دل به فروغ می رسد از سخنت. بگو بگو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

شعر، وسیله ایست برای بیان قصه ها و غصه ها؛ شادی ها و غـم ها؛ و هر آنچـه که آنی در دل رخ می نماید! و نیز وسیله ایست برای بیان دردها؛ دردهایی که موانع بسیار، مانع از بازگویی صریح آن می شود، و شاعر مجبور است در پس پرده ای از ابهام ها و ایهام ها آن را به گوش مخاطب برساند...
مدیر وبلاگ : سید ابراهیم مرتضوی
نظرسنجی
نظر شما درباره اشعار این وبلاگ چیست؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :