تبلیغات
سروده های سید(پارسی و تاتی) - ابیات ناتمام
سروده های سید(پارسی و تاتی)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

قدیما یادت میاد زمستونای برفی رو

وقتی دونه های برفی میومد از آسمونا

میزدیم با رفقامون توی کوچه ها و باغا

مثل حیوونای وحشی....

توی باغچه های برفی...

جیغ و دادمون هوا بود...

...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آذر 1394 :: نویسنده : سید ابراهیم مرتضوی
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:51 ق.ظ
Pretty! This was a really wonderful post. Thanks for providing
these details.
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:17 ب.ظ
Definitely believe that which you stated.
Your favorite justification seemed to be on the internet the
easiest thing to be aware of. I say to you, I certainly get irked while people consider worries that they
just don't know about. You managed to hit the nail upon the
top and also defined out the whole thing without having side-effects , people can take
a signal. Will probably be back to get more. Thanks
جمعه 13 مرداد 1396 01:30 ب.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude! Thank
you, However I am going through problems with your RSS.
I don't know the reason why I can't join it. Is there anybody else
getting the same RSS problems? Anybody who knows the solution can you kindly respond?
Thanks!!
شنبه 31 تیر 1396 09:13 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this post! It is the little changes that make the most significant changes.

Thanks for sharing!
سه شنبه 6 تیر 1396 08:47 ق.ظ
Thanks to my father who stated to me regarding this blog, this blog is
genuinely amazing.
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:10 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to
say that I have really enjoyed surfing around your blog posts.
After all I'll be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
دوشنبه 30 آذر 1394 01:27 ق.ظ
ای ناتمام تمام نشدنی
دوشنبه 23 آذر 1394 02:59 ب.ظ
..از اول با بقیه فرق داشتی...
دوشنبه 23 آذر 1394 02:58 ب.ظ
سلام....چقدر تلخ است.....از بین آنهمه آرزوهای کودکی فقط بزرگ شدیم...
اگر بزرگ نمیشدم..پدرم پیر نمیشد..موهای مادرم سفید نمیشد ومادربزرگم هنوز در ایوان میخندید..وکار به اینجا نمیرسید...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

شعر، وسیله ایست برای بیان قصه ها و غصه ها؛ شادی ها و غـم ها؛ و هر آنچـه که آنی در دل رخ می نماید! و نیز وسیله ایست برای بیان دردها؛ دردهایی که موانع بسیار، مانع از بازگویی صریح آن می شود، و شاعر مجبور است در پس پرده ای از ابهام ها و ایهام ها آن را به گوش مخاطب برساند...
مدیر وبلاگ : سید ابراهیم مرتضوی
نظرسنجی
نظر شما درباره اشعار این وبلاگ چیست؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :